امروز رفتم تو حیاط قدم بزنم پنجره های کلاسهای بالا باز بود، صدای پیام معلم کلاس اولی ها از همه بلندتر بود، داشت میگفت: زهرمار، بتمرگ، بشین.
پیام از این تازه استخدامیهای دانشگاه فرهنگیان هست گاهی تو کارای کامپیوتری مشکل دارم کمکم میکنه.
دلنیا این روزها آروم شده، زنگ تفریح گاهی وقت میبینمش بالاخره این دختر آمد طرفم، دخترهای کلاس اول این مدرسه خیلی بامزه و شیرینند، لپاشون جون میده برای کشیدن، دم دست من باشند تا آخر سال چیزی ازشون نمیمونه
مدیرای معزول را دادند مدرسه ما تدریس نمیگیرند، بیکار میشینند، من پیش اونها که دوازده سیزده سال سابقه مدیریت دارند معذبم چند روز پیش یکیشون بهم گفت کار نکن آموزش و پرورش قدرتو نمی دونه، تو دلم گفتم به خاطر همین برکنارت کردند، همش غر میزنند و رئیس و دیگران را نفرین می کنند.
ما را در سایت مخابرات دزد دنبال میکنید
برچسب: نویسنده: بازدید: 18