یک ماه مدیریت

خرید بک لینک

دیروز جلسه انجمن اولیا و مربیان بود، اولیاءبه من تذکر دادند در باب آرایش بچه ها اونم بیرون از مدرسه، که بهشون گفتم منبیرون از مدرسه وظیفه ای در قبال اونها ندارم و باید وسیله آرایشی براشون نخرید واجازه ندید بیارن مدرسه، هر چند که انتظامات گذاشتم که جیبهاشون را بگرده. دبیرستانما تو روستایی واقع شده که مردمش فوق العاده حساس هستند نسبت به رفتار دختراشون،با این که اردوی راهیان نور اجباری بود اجازه ندادن دخترها را بفرستم اردو.

هر کاری می کنیم باید عکس بگیریم، حالا تو این روستا که میگن نباید صورت دخترا تو عکس بیفته، به نظرتون ما باید چکار کنیم با این سیستم چلیک چلیک آموزش و پرورش و این روستای سخت گیر؟

از یک طرف زود و در سنین خیلی پایین دخترشوهر میدن و از طرف دیگه میخوان دختراشون درس بخونن با این وضعیت یک رقابت سختیبین شوهر پیدا کردن دارند، الان چند نفر از شاگردها نامزد دارند، بقیه هم به تکاپوافتادند، خب آرایش هم براشون مهمه، حالا که اینجوریه مجبورشون میکنم هد بزنند،آرایش که امروز چکشون کردم نداشتند، انتظامات را هم تغییر دادم.

با اینکه این روستا یکی از بزرگترینروستاهای استان محسوب میشه و در حال تبدیل شدن به بخشه، اما مدارسش کم جمعیت ترینمدارس محسوب میشوند. چون زود ازدواج می کنند.

از طرف دیگه چند نفر از دبیران دبستان(دبستانشون مختلطه)مرد هستند اونم تازه استخدام شده و مجرد، حال بیا و درستش کن.افتادن روستایی که هر روز اولیا میان تذکر میدن، حتی گفتند یکی از دبیرها بازوداره نباید تدریس کنه، به لباس و حجاب و رفتار و گفتار و کردار و خلاصه همه چیمعلم کار دارند.

همین یک ماه مدیریت خیلی سختی کشیدم، مدیریتهمه زندگی را تحت تاثیر قرار میده، وقتی بر می گردم تازه میخوام استراحت کنم از آموزش،حراست هر بخش اداره که مربوط به مدیریت هست پیام میدن که فلان کار را در قالب سیدی تا تاریخ فلان بفرست، خودت فردا بیا اداره، برو اون کارو انجام بده، پول فلانرا بده، پول فلان را واریز کن... این کارها علاوه بر بخش نامه های هست که میفرستند.

دیروز زنگ زدم مدیری قبلی بیا دفتر آمار وامتحانات سال قبل را ببند و صحافی کن، که جزء وظایفش بوده، هر چی از دهنش درآمدبارم کرد.

نمیخواستم غر بزنم، ولی گفتم یه ذره از وضعیت مدیریتمون را پرده برداریکنم که کسی هوس مدیریت نکنه.

سال اول خدمتم یه مدیری داشتم که بهم می گفت اگه از کسی بدت میاد نفرینش کردیبه خدا بگو مدیر بشه، الان درکش می کنم...

مخابرات دزد...

ما را در سایت مخابرات دزد دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 15 تاريخ: يکشنبه 7 آبان 1396 ساعت: 17:50

صفحه بندی