
xa0 اوج درد یک مدیر زمانی هست که مادر یکی از بچه های مدرسه دیگه بیاد پیشت بگه دخترم لباس گرم نداره بپوشه، صبح از سرما می لرزه براش لباس بخرید... یا مادر اون شاگردی که چشمهاش از بیماری قند داره کور میشه و هزینه عمل نداره ... وقتی مدیر شدم خیلی چیزها را دیدم... ...
ادامه مطلب
دیروز جلسه انجمن اولیا و مربیان بود، اولیاء به من تذکر دادند در باب آرایش بچه ها اونم بیرون از مدرسه، که بهشون گفتم من بیرون از مدرسه وظیفه ای در قبال اونها ندارم و باید وسیله آرایشی براشون نخرید و اجازه ندید بیارن مدرسه، هر چند که انتظامات گذاشتم ...
ادامه مطلب
شکلات شیرین زندگی- سپیده مامان درسا خاطرات معلم کوچولو- معلم کوچولو مهنامه مهسا خانوم- مهسا ماجراهای خواستگاری- یاشل باز باران- آقای شمسی خاطرات پشت دوربین - ساناز گاه نوشته های یک دانشجوی زبان- معلوم الحال ایران - آقای بیات خانوم معلم کار و فناوری- خانوم معلم من تا ته فرداهام- گل گیسو یادداشتهای من- اعظم سادات جوکستان- پت و مت گیومه- آقا مهدی اندک اندک خیال- روضوان خاط...
ادامه مطلب