
وقتی وارد کلاس شدم دیدم چند نفر دارند گریه میکنند. طبق معمول که نمیخوام این چهرههای گریان را ببینم، یکی یکی میفرستم آبی به صورتشون بزنند. بدون اینکه کنجکاوی کنم که چی شده چیزی به زنگ نمانده بود. دب...
ادامه مطلب
xa0 اوج درد یک مدیر زمانی هست که مادر یکی از بچه های مدرسه دیگه بیاد پیشت بگه دخترم لباس گرم نداره بپوشه، صبح از سرما می لرزه براش لباس بخرید... یا مادر اون شاگردی که چشمهاش از بیماری قند داره کور میشه و هزینه عمل نداره ... وقتی مدیر شدم خیلی چیزها را دیدم... ...
ادامه مطلب